Tuesday, December 27, 2005

سال کبیسه

ساله کبیسه
منم یه تقویمه پر از زمستون

چله نشینه دلی دربو داغون
ساله کبیسمو شعون ندارم

از هیچکسی خاطره ای ندارم
جز یه نفرکه دربو داغونم کرد

بره بودم گرگه بیابونم کرد
اما دلم تو غربته بیابون

از راهی که رفته نشد پشیمون
دل ای دل دیونم کی قدرتو میدونه

برو فکره خودت باش پرازگرگه زمونه
بازمنتظرنشستی آب میشی دستی دستی

تو هم باید مثل اون دلش رو شکستی
شعره بالا از آهنگه ساله کبیسه محسن یگانه بود که خیلی قشنگه
اگه اسم شاعرش رو میدونید بهم بگید.
میگن بعضی اوقات روزگاروزندگی اونجوری که آدم میخواد پیش نمیره
این درست منم ناشکر نیستم ولی خوب بهتون بگم که بیچاره شدم و
دارم فنا میشم دارم نابود میشم آخه این چه رسمشه مساوات پس
کجا رفته کی این بد بختیها درست میشه ( که هیچ وقت نمیشه ) اما
این رو بگم با اینکه شاید به کما رفته باشه این وجوده کثیفم ولی یه چیز
هنوز ته این وجودم داد میزنه که همه چیز درست میشه محمد رضا.
فرشته ها ناراحتن همه میگن همه چیز درست میشه اما ارباب هنوز
تا الان هیچ حرفی نزده ساکته ساکته.
اما باید بگم این ۲بیت شعر رو حتما به یادش باشید.خدا نگهدار!!!!!
آسوده مباش که بی نیازی یک آن دگر پر از نیازی

آنجا که تو فرعونه زمانی در تیر رس باد خزانی

سلام دوستان من چون با اینجا آشنایی ندارم نمیتونم خوب باهاش کار کنم .
چون بلاگه قبلیم تو میهن بلاگ بود برای دیدن اینجا کلیک کنید در ضمن این عکسه من هست.

Sunday, December 25, 2005

سلام

سلام دوستان من محمد رضا هستم از این به بعد براتون مینویسم